راز سخن

ماه و مریم

رخسار ِ ماه بین که چه زیبا و روشن است

رخسار ِ ماه بین که چه زیبا و روشن است
پاکیزه رو چو مریم ِ پاکیزه دامن است
خوابیده ماه ِ غمزده ، بر تخت ِ آسمان
بیمار و شرمناک ، مگر مریم ِ من است !
سیمینه تن نهفته به نیلوفری پرند
چون مریم ِ سپید که آبیش بر تن است
رخسار ِ مریم است مه ِ مانده زیر ِ ابر
کان زلف ِ تابدار بر آن سایه افگن است
دامان ِ مریم است تو گویی و اشک ِ من
مهتاب را که خوشه ی پروین به دامن است
پیشانی ِ برآمده ی مریم است ماه ؟
یا آن بلور سینه و آن عاج گردن است ؟
رخسار ِ مریم است و به پاکی و روشنی
آیینه ی جمال نمای ِ دل من است !

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.