راز سخن

۶۵۹- مولانا امتی

در خدمت داروغه فراشخانه نواب حضرت صاحبقرانی می بود حرارتی در شعر داشت جوانی بتقوی وطهارت و عاشق پیشه بود . اول لعلی تخلص میکرد آخر به امتی قرار داد در شهور سنه خمس و خمسین و تسعمایه در دست قطاع الطرین شهید شد . این مطلع و بیت از اوست :

در خدمت داروغه فراشخانه نواب حضرت صاحبقرانی می بود حرارتی در شعر داشت جوانی بتقوی وطهارت و عاشق پیشه بود . اول لعلی تخلص میکرد آخر به امتی قرار داد در شهور سنه خمس و خمسین و تسعمایه در دست قطاع الطرین شهید شد . این مطلع و بیت از اوست :
شبگون تون ایچره دیدوم قانوم تو کراو قامت
دیدی بتم ایلاب کیم یوخ قرا قیامت
اول مسیحی ینعلاروپ بیزنی رقیبی کولد وروپ
دلونی جانلان درر اوله که بیزنی الدوروپ
تا مقید گیچگانیدین بیلدی گویا اینچدوم
شمیدی کو نکلومنی سورا راوقی ما یمنعا و التوروپ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.