راز سخن

۵۴۴- مولانا ابو اسحق

او نیز از جمله سکنه آنجاست مرد فاضل آدمی صفت و بسیار خلیق و بی آزار و بغایت حلیم و همواره بوده و پیش از آنکه از ثمره ی شجره ی فضیلت بهره یابد از میوه ی عمر گرانمایه بی بهره گشته این دو مطلع از اوست :

او نیز از جمله سکنه آنجاست مرد فاضل آدمی صفت و بسیار خلیق و بی آزار و بغایت حلیم و همواره بوده و پیش از آنکه از ثمره ی شجره ی فضیلت بهره یابد از میوه ی عمر گرانمایه بی بهره گشته این دو مطلع از اوست :
رقیب از قتل من تا کی سخن با یار میگویی
چه میخواهی ز جان من چرا بسیار میگویی
نمایم روی دل هر دم سگان آن سر کو را
بدین رو میکنم مایل بسوی خود سگ او را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.