راز سخن

۵۲۱- مولانا لطفی تهرانی

پدرش در قصبه تهران بصرافی اوقات میگذراند . این مطلع از اوست :

پدرش در قصبه تهران بصرافی اوقات میگذراند . این مطلع از اوست :
آه از دیدن او گریه برآورد مرا
آخر این گریه بلایی بسر آورد مرا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.