راز سخن

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۴۹۰- مولانا کلامی خافی

در شعر طبعش خالی از انگیزی نبود اما بنگ او را چنان کله خشک ساخته بود که اگر کسی در شعر او دخل کردی البته با او جنگ می بایست کرد یا او را کتک میزد، یا از دست او کتک میخورد. آخر بهندوستان رفت و دیگر از احوال او معلوم نشد، این مطلع از اوست :

مانند خضر عمر بسی میگذراندهرگه که یاد آن قد و رفتار کرده ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.