راز سخن

۴۸۶- مولانا عادتی رازی

از دهاقین ری است و او را شاعری از آن کار باز میدارد این مطلع از اوست :

از دهاقین ری است و او را شاعری از آن کار باز میدارد این مطلع از اوست :
از غمت خون شد جگر از دیده بیرون میرود
بی گل روی تو گلگشت گلستان نکنم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.