راز سخن

۴۶۸- مولانا طفیلی خجندی

مردی عاشق پیشه لاابالی بود و حافظ کلام الله و از تاریخ وقوف تمام داشت و با کسان خوب صحبت داشته و اوقات بکتابت کلام الله میگذرانید و در همه اقسام شعر میگفت قصاید و غزل بسیار دارد این دو مطلع از جمله اشعار اوست:

مردی عاشق پیشه لاابالی بود و حافظ کلام الله و از تاریخ وقوف تمام داشت و با کسان خوب صحبت داشته و اوقات بکتابت کلام الله میگذرانید و در همه اقسام شعر میگفت قصاید و غزل بسیار دارد این دو مطلع از جمله اشعار اوست:
بلای دردمندان از در و دیوار میآید
تا کنم قطع بیابان غمت مرحله ها
کف پا را زده ام میخچه از آبله ها
رخت چو صبح و بناگوش چون ستاره ی صبح

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.