۴۴۷- مولانا خضری استرآبادی
از استر آباد بود و اشعار در هزل وجد و تعریف اطعمه میگفت، این مطلع از اوست :
از استر آباد بود و اشعار در هزل وجد و تعریف اطعمه میگفت، این مطلع از اوست :
زد آتش داغ توام از سینه علم باز
چون شمع مرا سوخت ز سر تا بقدم باز
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.