راز سخن

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۴۳۵- مولانا حسبی اصفهانی

از جمله نوادر دوران و اعجوبه زمان بود و در انشاء از زبان وحوش و طیور چیزهای عجیب و غریب نوشته و در شعر هم طبعش در جد و هزل بسیار خوبست . این سه مطلع از اوست :

ملک روزی که در قبر من از بهر سوؤال آیدچو بیند کشته عشقیم رحمش در خیال آید
از برای خانه دنیا مکن با کس نزاعخشت ها را بین نهاده روبرو بهر وداع
هوس می است و نقلم ز دو لعل فتنه جوییچه بلا خیال خامی، چه کشنده آرزویی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.