راز سخن

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۴۲۸- مولانا بزمی قزوینی

بکفشدوزی اوقات صرف میکند این دو مطلع از اوست :

چون غنچه عاشقان همه در خون نشسته اندبنگر که بی تو تنگدلان چون نشسته اند
غم آن نازنین دارم که دل برده است و دین از مننمیدانم چه میخواهد غم آن نازنین از من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.