راز سخن

۳۸۶- رفیقی تبریزی

در تبریز به مطربی اوقات صرف میکند و در آن کار نقش ها و صورت ها تصنیف کرده اما بسیار خر ظریف و کج طبعست این مطلع از اوست :

در تبریز به مطربی اوقات صرف میکند و در آن کار نقش ها و صورت ها تصنیف کرده اما بسیار خر ظریف و کج طبعست این مطلع از اوست :
عمری است که من عاشق رخسار بتانم
سودا زده ی زلف بتان از دل و جانم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.