صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
۳۷۶- عزیزی قزوینی
بکسب پوستین دوزی در تبریز اوقات میگذراند این دو مطلع از اوست :
غریب مردم و از من نکرد یاد کسیبه بیکسی و غریبی من مباد کسی
میروم تا روبراه آن گل رعنا نهمهر کجا او پا نهد من سر بجای پا نهم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.