صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
۳۷۱- جفایی استر آبادی
مردی یتیم و عاشق پیشه، استر آبادیست و شب گرد روزی رقیبی باو رسیده بیکدیگر افتادند و به تیغ تیز با یکدیگر بنیاد جنک کردند و بزخم تیغ بیدریغ هر دو از پای در آمدند و مضمون این بیت به فعل آوردند :
بکشید تیغ تیز و بکشید یکدگر راز سر تمام عالم ببرید درد سر را
بهمه حال این مطلع از اوست :
نه محرمی که بگوید بیار حال مرانه همدمی که زخاطر برد ملال مرا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.