۳۲۲- خواجه صوفی اردستانی
خوش طبع و لوند و با وجود این معنی بغایت دردمند بود، این مطلع از اوست :
خوش طبع و لوند و با وجود این معنی بغایت دردمند بود، این مطلع از اوست :
چرا از پهلوی من دردمندی در بلا افتد
مرشد ماست خم باده که در روی زمین
نیست پیری به از او صاف دل و گوشه نشین
ذره ها در کشش مهر بر افلاک شدند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.