راز سخن

صحیفهٔ چهارم در ذکر حضرات واجب التعظیم

۲۲۳- ابوالبرکه پدر

پدر ایوب ابوالبرکه . از اعیان شهر کش ماوراءالنهرست و در اطراف و اکناف به فضیلت مشهور و در هنر نادره ی دهور، گویند چون این بیتش بنظر امیر علیشیر رسید که :

خشک شد کشت امید ما و شد قحط وفاز آتش دل تا در آب چشم بارانی نماند

بنابر سهو کاتب تا در آب را یا در آب خوانده. رقم تزییف و تزریق بر آن کشیده خبر این بگوش خواجه مذکور رسیده این قطعه را در سلک نظم کشیده نزد میر فرستاد .

هر چه آید بنرد اهل صواببگمان خطاش خط نکنند
نقطه ها گرفتند زیر و زبرعقل را پیرو نقط نکنند
گر بخوانند نیک فکر کنندیا نخوانند تا غلط نکنند

قاضی سلام الله کاشی : مرد پرهیزکار و نیک نفس بود و بسیار کم آزار واقع شده بود و در شعر طبعش موافق، در شهور سنه احدی و ثلاثین و تسعمایه وفات یافت این مطلع از اوست :

کشته گشتن زیر تیغ چون تو دلداری خوشستزنده بودن در جهان بهر چنین کاری خوشست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.