راز سخن

۲۰۱- ملک قاسم نقاش شیرازی

میگفت از اولاد شاه شجاع کرمانی ام و بغیر از این عیبی نداشت، مصور خوب بود و بهمه قلم خط را خوب مینوشت و در انشاء ید طولی داشت و در معما و عروض مهارتی بی انتهی، قوت حافظه او بمرتبه ای بود که بیک بار خواندن سی بیت یاد میگرفت اما بسیار بی طالع واقع شده بود و از این دولت حظی نیافت در جوانی در شهور سنه سبع و اربعین و تسعمایه از عالم رفت این رباعی در شکایت روزگار از اوست :

میگفت از اولاد شاه شجاع کرمانی ام و بغیر از این عیبی نداشت، مصور خوب بود و بهمه قلم خط را خوب مینوشت و در انشاء ید طولی داشت و در معما و عروض مهارتی بی انتهی، قوت حافظه او بمرتبه ای بود که بیک بار خواندن سی بیت یاد میگرفت اما بسیار بی طالع واقع شده بود و از این دولت حظی نیافت در جوانی در شهور سنه سبع و اربعین و تسعمایه از عالم رفت این رباعی در شکایت روزگار از اوست :
کاز دهر، صفا گشته بکلی زایل
خالی ز غبار یکدگر یک ساعت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.