راز سخن

صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات

۱۳۶- میر رضائی

از سادات رضوی است جوانی درویش نهاد و متقی است و بقدر خود طالب علمی دارد و در شاعری طبعش بسیار خوبست، دیوان غزل تمام کرده و در منقبت قصاید غرا دارد این چند مطلع از اوست :

دلم نیامد از آن زلف پر شکن بیرونباختیار نیامد کس از وطن بیرون
کار من دور از رخ ماه تو غیر از آه نیستبسکه دارم ضعف آنهم گاه هست و گاه نیست
بیک نظر ز دو چشم تو بی خبر شده امخراب نرگس مستت بیک نظر شده ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.