صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات
۹۴- امیر مطیعی
مولدش از شهر تون است . و اوقات او به تجارت میگذرد و کریم الطبع است و بهر کس که شعر میخواند تا چیزی باو نمیدهد چیزی نمیخواند و شعر او را معانی خاص بسیار است این سه مطلع از اشعار اوست :
ز بس که تیر پیاپی گشوده ای به تنمدرون پوست چو رگها نماید از بدنم
چون خدنگ خود کشید از خاک آن زیبا پسرماند چشم خاک باز از حسرت تیر دگر
زلف مشکینی که بر رخسار جانان منستدال بر مضمون احوال پریشان منست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.