راز سخن

۸۴- میر محمد شحنه

او نیز از کهنه شاعران آنجاست این مطلع از اوست :

او نیز از کهنه شاعران آنجاست این مطلع از اوست :
چو غنچه مدتی بودم بمستوری و تنهائی
گلی نشکفت و بهرم ماند مستوری و رسوائی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.