راز سخن

صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات

۷۰- ابو المحارم

او نیز برادر خرد آن بزرگوار است و بسیار پیش خود بر پا و مدمغ و بواسطه شومی او برادران دیگر به عذاب گرفتار شدند.

همه در پیش خود صاحب کمالندهمین باشد کمال بی حیائی

با وجود آنکه بغیر از خر سواری حیوانی دیگر را هرگز سواری نکرده بود میل چابکسواری و قپق اندازی داشتند در دروغگوئی بمرتبه ای بود که قصیده ای که دیگری گفته بود در مجلس بهشت آئین نواب صاحبقرانی خوانده بود وصله عظیم گرفته بود میگوید که این مطلع هم از من است :

دل که در دایره ی عشق در آورد مراهمچو شمع آتش سوزان بسر آورد مرا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.