۲۷- شاه صفی
برادر شاه قوام الدین نور بخشی است بسی درویش و فانی مشربست خالی از طالب علمی نیست و بشرف حج و زیارت مرقد مطهر حضرت پیغمبر و ائمه دین صلوات الله علیهم اجمعین مشرف شده و در شعر گفتن ذهن خوب دارد . این رباعی و چند مطلع از اوست .
برادر شاه قوام الدین نور بخشی است بسی درویش و فانی مشربست خالی از طالب علمی نیست و بشرف حج و زیارت مرقد مطهر حضرت پیغمبر و ائمه دین صلوات الله علیهم اجمعین مشرف شده و در شعر گفتن ذهن خوب دارد . این رباعی و چند مطلع از اوست .
هرگز دل هیچکس میازار صفی
تا بتوانی دلی بدست آر صفی
سر رشته همین است نگهدار صفی
زنهار صفی هزار زنهار صفی
خوش آنروزی که دشنام من بدنام میدادی
دعا هر چند میکردم مرا دشنام میدادی
ای عقل کجا ما سر سودای تو داریم
دیوانه عشقیم، چه پروای تو داریم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.