راز سخن

پنج نیایش 1 . خورشید نیایش

پازند : به نام یزدان می ستایم و به یاری می خوانم دادار هرمزد رایومند فرّ ه مند از همه چیز آگاه ، کرد گار جهان ، شهریاران شهریار ، آفریدگارو نگاهدار آفریدگان ، روزی دهنده ی توانای نیرومند ازلی، بخشاینده بخشایشگر مهربان ، پروردگار توانا و دانا و پاک، شهریار داد گر نیست نا پذیر را . هر مزد خدای ، بزرگی و فرّ بیفزایاد ! خورشید جاودانه رایومند تیز اسب به یاری برساد ! از همه گناهان پشیمانم و پتت می کنم . . . ( جمله همانند آن در نیر .)

پازند : به نام یزدان می ستایم و به یاری می خوانم دادار هرمزد رایومند فرّ ه مند از همه چیز آگاه ، کرد گار جهان ، شهریاران شهریار ، آفریدگارو نگاهدار آفریدگان ، روزی دهنده ی توانای نیرومند ازلی، بخشاینده بخشایشگر مهربان ، پروردگار توانا و دانا و پاک، شهریار داد گر نیست نا پذیر را . هر مزد خدای ، بزرگی و فرّ بیفزایاد ! خورشید جاودانه رایومند تیز اسب به یاری برساد ! از همه گناهان پشیمانم و پتت می کنم . . . ( جمله همانند آن در نیر .)
1 اوستا ای اهوره مزدا! ترا سه بار( نریو سنگ در ترجمه سنسکریت اوستا ، مقصود از این سه بار را ، نماز با اندیشه و گفتار و کردار نیک دانسته است .) ای امشا سپندان ! پیش از آفریدگان دیگر، همه ی شما را که با خورشید همکامید نماز می گزارم . بشود که این نماز به اهوره مزدا برسد ! بشود که این نماز به امشاسپندان برسد ! بشود که این نماز به فروشی های اَشونان برسد ! بشود که این نماز به اندروای جاودانی برسد !
2 خشنودی اهوره مزدا و شکست اهریمن را ، آنچه با خواست اهوره سازگارتر ست ، آشکار شود . من نماز اَشه می گزارم . « اَشم وهو . . . یثه آهو و یریو . . . » « اَشم وهو . . .»
3-4 ......................................................................................................................................................( یس. 11، بند های 18-17)
5 درود بر اهوره مزدا! درود بر امشا سپندان ! درود بر مهر فراخ چراگاه ! درود بر خورشید تیز اسب ، چشم اهوره مزدا! درود بر گوش ! درود بر گیومرث! درود بر فروشی زرتشت سپیتمان ! درود بر سراسر آفرینش اَشه که بود و هست و خواهد بود! هاونگاه : به دستیاری بهمن و شهریور و اردیبهشت ، ما را رستگاری بیفزای . « اَم وهو . . . » رپیثوینگاه : ......................................................................................................................................................( یس . 36 بند 6) « اَم وهو . . . » ازیرینگاه : ای مزدا. . . ( گه . یس. 43 ، بند 6) « اَشم وهو . . . » ( سه بار)
6 خورشید جاودانه رایومند تیز اسب را می ستاییم . ................................................................................................................................................( مهر . بند 7)
7 مهر شهریار همهی سرزمینها را می ستاییم که اهوره مزدا او را فرّه مند ترین ایزدان مینوی بیافریند . بشود که آن بزرگواران - مهر و اهوره مزدا - هر دو به یاری ما آیند . خورشید جاودانه رایوند تیز اسب را می ستاییم .
8 تشتر تیز بین را می ستاییم . تشتر را می ستاییم . تیشتر ییی را می ستاییم تشتر رایومند فرّه مند را می ستاییم . ونند ستاره مزدا آفریده را می ستاییم . تشتر ستاره ی رایوند فرّه مند را می ستاییم . ثواش جاودانه را می ستاییم . زروان بی کرانه را می ستاییم . زروان جاودانه را می ستاییم . باد اَشون نیک کنش را می ستاییم . چیستا، راست ترین دانش مزداآفریده اششون را می ستاییم . دین نیک مزدا چرستی را می ستاییم . راهی را که به رستگاری رساند ، را می ستاییم . دریاچه ی زرنومنت را می ستاییم . کوه ساوکنت مزدا آفریده را می ستاییم .
9 هریک از ایزدان اشون مینوی را می ستاییم . هریک ارز ایزدان اششون جهانی را می ستاییم . روان خود را می ستاییم . فروشی خود را می ستاییم . ای مزدا! به یاری من بیا . فروشی های نیک توانای پاک اَشونان را می ستاییم . خورشید جاودانه ی رایومند تیز اسب را می ستاییم . « اَشم وهو . . .»
10 من خستویم که مزداپرست ، زرتشتی ، دیو ستیز و اهورایی کیشم . هاونگاه : هاونی اَشون ، رد اَشونی را ستایش و نیایش و خشنودی وآفرین . ساونگهی و ویسیه ی اَشون ، ردان اَونی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین . رپیثونگاه : رپیثوین اشون، رد اَشونی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین . فرادت فشو و زنتوم اَشون ، ردان اَشونی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین . ازیرینگاه : اُزیرین اَشون ، رد اَشونی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین . فرادت ویر و دخیوم اَشون ، ردان اَشونی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین . خورشید جاودنه ی رایومند تیز اسب و نیایش و خشنودی و آفرین . راسپی : « یثه آهو یریو . . .» که زوت مرا بگوید . زوت : اَثار توش اَشات چیت هچا . . . که پارسا مرد دانا بگوید .
11-16 ............................................................................................................................................................................( خور . بند های 7-1)
17 پازند : ای هور مزد خدای افزونی بخش مردمان ( همهی گونه های مردمان و نیکان ) ! بشود که دینمزدا پرستی مرا آگاهی و هوشیاری بخشد ! اوستا : « یثه آهو یریو . . . » ستایش و نیایش و نیرو و زور خواستارم خورشید خورشید جاودانه ی رایومند تیز اسب را .
18 « اَشم وهو . . . » کسی که آبهای اهورایی را با بهترین ز.ر ، با زیباترین زور - زوری که اَونی آن را پالوده باشد - بستاید ، فروغ و فرّاز آن اوست ؛ تندرستی و پایداری تن از آن اوست ؛ خواسته ی بسیار اسای بخش از آن اوست ؛ فرزند کار آمد و زندگی دیر پای از آن اوست ؛ بهترین هستی اَشونان و روشنایی بخشنده ی همه گونه آسایش از آن اوست « اَشم وهو . . . » هزار درمان برساد ! ده هزار درمان برساد! ای مزدا! به یاری من بیا . پازند : برای مزد کرفه ( بخش پازند پایان باژ) « اَشم وهو . . . » روز . . . ماه . . . گاه . . . ( در اینجا نام روز و ماه و هنگامی از روز را که نیایش در آن برگزار می شود ، بر زبان می آورند .)
19 درود بر آفریدگار همه ی آفریدگان جهان ! اوستا : خشنودی اهوره مزدا و شکست اهریمن را ، آنچه با خواست اهوره سازگار تر است ، آشکار شود . من نماز اَشه می گزارم : « اَشم وهو . . . » پازند : بزرگی و فرّ بیفزایاد ! خورشید جاودانه رایومند تیز اسب دلیر پیروز را زورمندی و پیروزی باد ! دین نیک مزدا پرستان را در همه ی هفت کشور زمین ، آگاهی و روایی و آفرین باد ! ایدون باد ! من باید به سرایدیگر ( جهان پسین )بروم . « اَشم وهو . . . » آفریدگار جهان ، دین مزدا پرستی ، دا زرتشتی . اوستا : ای اَردو یسور آناهیتای اَشون ! سودمند ترین اَشون ! درود بر تو ! درود بر گیاهان اَشون مزدا آفریده ! « اَشم وهو . . . » خورشید جاودانه ایومند تیز اسب را می ستاییم . « اَشم وهو . . . » پازند : خورشید جاودانه رایومند تیز اسب ، بزرگی و فرّ بیفزایاد ! بشود که به یاری ما برسد! « اَشم وهو . . . »

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.