راز سخن

باده‌فروش

بنگر آن ماه‌روی باده‌فروش

بنگر آن ماه‌روی باده‌فروش
غیرت آفتاب و غارت هوش
جام سیمین نهاده بر کف دست
زلف زرین فکنده بر سر دوش
غمزه‌اش راه دل زند که بیا
نرگسش جام می دهد که بنوش
غیر آن نوش‌لب که مستان را
جان و دل پرورد ز چشمهٔ نوش
دیده‌ای آفتاب ماه به دست
دیده‌ای ماه آفتاب‌فروش؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.