راز سخن

شکوه ناتمام

نسیم عشق ز کوی هوس نمی‌آید

نسیم عشق ز کوی هوس نمی‌آید
چرا که بوی گل از خار و خس نمی‌آید
ز نارسایی فریاد آتشین فریاد
که سوخت سینه و فریادرس نمی‌آید
به رهگذار طلب آبروی خویش مریز
که همچو اشک روان باز پس نمی‌آید
ز آشنایی مردم رمیده ایم رهی
که بوی مردمی از هیچ کس نمی‌آید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.