راز سخن

سیه مست

وای از این افسردگان فریاد اهل درد کو؟

وای از این افسردگان فریاد اهل درد کو؟
ناله مستانه دل‌های غم‌پرورد کو؟
ماه مهرآیین که می‌زد باده با رندان کجاست
باد مشکین‌دم که بوی عشق می‌آورد کو؟
در بیابان جنون سرگشته‌ام چون گردباد
همرهی باید مرا مجنون صحراگرد کو؟
بعد مرگم میْ‌کشان گویند در میخانه‌ها
آن سیه‌مستی که خم‌ها را تهی می‌کرد کو؟
پیش امواج حوادث پایداری سهل نیست
مرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو؟
دردمندان را دلی چون شمع می‌باید رهی
گر نه‌ای بی‌درد اشک گرم و آه سرد کو؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.