راز سخن

آشیانهٔ تهی

همچو مجنون گفتگو با خویشتن باید مرا

همچو مجنون گفتگو با خویشتن باید مرا
بی‌زبانم هم‌زبانی همچو من باید مرا
تا شوم روشنگر دل‌ها به آه آتشین
گرم‌خویی‌های شمع انجمن باید مرا
رشک می‌آید مرا از جامه بر اندام تو
با تو ای گل جای در یک پیرهن باید مرا
آشیان بی‌طایر دستانسرا ویرانه به
چند با دل‌مردگی‌ها پاس تن باید مرا؟
تا ز خاطر کوه محنت را براندازم رهی
همت مردانه‌ای چون کوهکن باید مرا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.