راز سخن

بی‌سرانجام

مرغ خونین ترانه را مانم

مرغ خونین ترانه را مانم
صید بی‌آب و دانه را مانم
آتشینم ولیک بی‌اثرم
ناله عاشقانه را مانم
نه سرانجامی و نه آرامی
مرغ بی‌آشیانه را مانم
هدف تیر فتنه‌ام همه عمر
پای بر جا نشانه را مانم
با کسم در زمانه الفت نیست
که نه اهل زمانه را مانم
خاکساری بلند قدرم کرد
خاک آن آستانه را مانم
بگذرم زین کبود خیمه رهی
تیر آه شبانه را مانم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.