شمارهٔ ۶
روزگاری بود امیدم که یارم میکشد
روزگاری بود امیدم که یارم میکشد
وه که اکنون حسرت آن روزگارم میکشد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.