شمارهٔ ۲۸۳
تا کلک قضا رقم کشیده
تا کلک قضا رقم کشیده
نقشی چو رخ تو کم کشیده
صورتگر چین ز رشک رویت
بر صورت چین قلم کشیده
تو آن صنمی که هر که جامی
از دست تو ای صنم کشیده
نه یاد زلال خضر کرده
نه حسرت جام جم کشیده
ای پا به ره جفا نهاده
از راه وفا قدم کشیده
اکنون نه رفیق جور عشقت
پی در پی و دم به دم کشیده
تا دیده و تا کشیده از تو
محنت دیده ستم کشیده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.