راز سخن

شمارهٔ ۲۶۰

من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان

من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
ناتوانند از فراق او بسی پیر و جوان
با چنین رخسار زیبا و قد رعنا اگر
در چمن گردد اگر یک روز آن سرو روان
از رخش هم گل شود شرمنده و هم نسترن
وز قدش هم سرو گردد منفعل هم ارغوان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.