راز سخن

شمارهٔ ۱۲۲

لعل جانان یارب از جان ساختند

لعل جانان یارب از جان ساختند
یا که جان از لعل جانان ساختند
مرده را جان می دهد لعلش مگر
لعل جان از آب حیوان ساختند
یارب این حور است مثل آدمی
یا پری را شکل انسان ساختند
زان خط و خال آه، کاحوال مرا
همچو زلف خود پریشان ساختند
ساختند آنان که روی و موی تو
صبح وصل و شام هجران ساختند
در دلم دادند جا عشق تو را
گنج در ویرانه پنهان ساختند
جامه ی صبر مرا دور از تو چاک
از گریبان تا بدامان ساختند
عشق را نازم گر آن بر من رفیق
هر چه مشکل بود آسان ساختند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.