راز سخن

شمارهٔ ۸۳

از برم ای نگار حور نژاد

از برم ای نگار حور نژاد
می روی و نمی روی از یاد
بی تو ای سرو گلشن ایجاد
بی تو ای سرو بوستان مراد
شغل من نیست جز به شب ناله
کار من نیست روز جز فریاد
ای ز تو خطه ی وفا ویران
ای ز تو کشور جفا آباد
از وفا چند، از جفا تا کی
مدعی از تو شاد و من ناشاد
هست تا هست هستی من و تو
کار من عجز و کار تو بیداد
که تویی لیلی و منم مجنون
که تو شیرینی و منم فرهاد
گر بود لایق تو جان رفیق
جان من، عمر من فدای تو باد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.