بخش ۱۶۲ - وحشت بختیاری
اسمش میرزا امام قلی. برادر خلیل خان است که شهر خلیل آباد را بنا نهاده بود. بالاخره به طریقهٔ فقر درآمده. صاحب حال بود. این چند بیت از ایشان است:
اسمش میرزا امام قلی. برادر خلیل خان است که شهر خلیل آباد را بنا نهاده بود. بالاخره به طریقهٔ فقر درآمده. صاحب حال بود. این چند بیت از ایشان است:
ای غم دوست چسان با توتوان برد به سر
که نه در حوصله گنجی و نه ازیاد روی
رباعی
با نفس جهاد کن شجاعت این است
بر خویش امیر شو امارت این است
انگشت به حرف عیب مردم مگذار
مفتاحِ خزاین سعادت این است
وله
وحشت گره از خاطر خود وانکنی
تا دیده به روی دوست بینا نکنی
آن روز قبول درگهِ دوست شوی
کز رد و قبول خلق پروا نکنی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.