راز سخن

شمارهٔ ۲۲

چشم تو که فتنه ی جهان خیزد ازو

چشم تو که فتنه ی جهان خیزد ازو
لعل تو که آب خضر می ریزد ازو
کردند تن مرا چنان خوار که باد
می آید و گرد و خاک می بیزد ازو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.