راز سخن

رباعی شمارۀ 17

ـ ایضاً له

ـ ایضاً له
یک روز تبسم از لب‌ام قیچیدی
نه حرف خدا، نه حجت‌اش را دیدی
انگار که زنده توی گورم کردند
حالا که اسید روی من پاشیدی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.