راز سخن

رباعی شمارۀ 15

ـ برای برادرزاده‌ام؛ تداعی

ـ برای برادرزاده‌ام؛ تداعی
در حسرت تلخ چائی‌ی چشمان‌ات
آوار شده تداعی‌ی چشمان‌ات
جای تو و لب‌خنده‌ی تو بر دیوار ـ
فواره زده رباعی‌ی چشمان‌ات

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.