راز سخن

رباعی ۱۱۹

فصلِ گُل و طَرْفِ جویْبار و لبِ کِشْت،

فصلِ گُل و طَرْفِ جویْبار و لبِ کِشْت،
با یک دو سه تازه‌ دلبری حورسرشت؛
پیش آر قَدَح که باده‌نوشانِ صَبوح،
آسوده ز مسجدند و فارغ ز بهشت.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.