راز سخن

شمارهٔ ۳

ای وزیری که ملک و جاه تو را

ای وزیری که ملک و جاه تو را
از سماوات و ارض بیرون ارض
از زمانه شکایتی دارم
بر ضمیر تو کرد خواهم عرض
که در ایّام دولت تو، یکی
که دعای تو باشد او را فرض
نخورَد هیچ چیز الاّ غم
نکند هیچ کار الاّ قرض

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.