شمارهٔ ۳۴۵
ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی
ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی
که به سرمایهٔ اخلاص دلی دریابی
آبرو می طلبی خاک شو و چشم مدار
که ز دریا بکشی محنت و گوهر یابی
همچو آیینه ز دل زنگ کدورت بزدای
تا قبول نظر پاک سکندر یابی
در حریم حرم خاطر ارباب نظر
راه یابی، نظر اهل دلی گر یابی
فتح بابی که خیالی ز در میکده یافت
ناصِحا با که بگویم که نمیدریابی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.