شمارهٔ ۲۰۹
کسی کز خوان قسمت مفلسان را جام میبخشد
کسی کز خوان قسمت مفلسان را جام میبخشد
نخست از رحمت عامش گناه عام میبخشد
عجب گنجیست دیوان خانهٔ رحمت تعالی الله
که از وی کم نمیگردد اگر بسیار میبخشد
گشا چون صبح چشم مهر بنگر شیوهٔ روزش
که از مه زنگی شب را چراغ شام میبخشد
چه باک ار ساغری بخشند مخموران عصیان را
از آن خمخانهٔ وحدت که جم را جام میبخشد
خیالی خویش را در باز تا خواند سگ خویشت
که سلطان هرچه میبخشد برای نام میبخشد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.