شمارهٔ ۲۰۰
غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
چون نرگس دلجویت با ما نظری دارد
از حالِ دل ریشم تیر تو خبردار است
ز آن روی که او گه گه زاین ره گذری دارد
گویند شکر ذوقی دارد به مذاق امّا
نوش لب شیرینت ذوق دگری دارد
ای مه شب عیشم را بر هم مزن و پرهیز
از آه سحر خیزان کآخر اثری دارد
با ملک جهان میلی ز آن نیست خیالی را
کز عالم درویشی اندک خبری دارد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.