شمارهٔ ۵۰
آنشب که ز زلفت گرهم بگشاید
آنشب که ز زلفت گرهم بگشاید
گردون سر رشته از کفم برباید
آنروز که رخسار تو بینم بمراد
ناگاه شب از کناره بیرون آید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.