شمارهٔ ۱۶۷
نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس
نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس
نه مرا در غم عشق تو بجز ناله انیس
نزد خسرو نبود هیچ شکر جز شیرین
پیش رامین نبود هیچ گل الا رخ ویس
گرنه هدهد ز سبا مژده ی وصل آرد باز
که رساند بسلیمان خبری از بلقیس
مهرورزان چو جمال تو بها می کردند
روی چون ماه ترا مشتری آمد برجیس
پیش چین سر زلف تو نیرزد بجوی
نافه ی مشک ختا گرچه متاعیست نفیس
باغ دور از تو بر مدعیان فردوسست
خار و خس برگ گل و لاله بود نزد خسیس
بر سر کوی خرابات مغان خواجو را
کاسه آنگاه شود پر که تهی گردد کیس
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.