راز سخن

شمارهٔ ۲۷۸

آن لحظه که سر مست من بی سر و پای

آن لحظه که سر مست من بی سر و پای
زان پرده سرا برون شدم پرده سرای
گفتم که ز پایه پای بر چرخ نهم
پایم بشد از جا و بماندم بر جای

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.