راز سخن

شمارهٔ ۲۶۲

ای برده ضمیرت از مه و مهر فَرِه

ای برده ضمیرت از مه و مهر فَرِه
وی گشته مطیعت زن و مرد و که و مه
چون تیر خدنگ در کمان پیوستی
می کرد کمان چرخ بر تیر تو زه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.