راز سخن

شمارهٔ ۲۲۴

بر روی تو هر دم نگران می گردم

بر روی تو هر دم نگران می گردم
در کوی غمت جامه دران می گردم
با دل گفتم که گرد گیسوش مگرد
در تاب شد و گفت در آن می گردم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.