راز سخن

شمارهٔ ۲۲۲

دلبر برخ دلکش و چشم نائم

دلبر برخ دلکش و چشم نائم
شطرنج جفا باخته با من دائم
چون اسب فرو راند که شهمات کند
رخ بر رخ او نهادم و شد قائم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.