شمارهٔ ۲۱۶
یک چند مقیم کُنج میخانه شدیم
یک چند مقیم کُنج میخانه شدیم
یکچند بزهد و توبه افسانه شدیم
تا دست دل اندر سر زلف تو زدیم
از پای در آمدیم و دیوانه شدیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.