راز سخن

شمارهٔ ۱۳۳

هر دم که مرا از طلعتت یاد آید

هر دم که مرا از طلعتت یاد آید
صد چشمه ی خونم از جگر بگشاید
بی یاد تو هر دم که بر آید با دست
بیچاره کسی که باد می پیماید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.