راز سخن

شمارهٔ ۱۲۴

باد سحری که بوستان آراید

باد سحری که بوستان آراید
بی خاک در تو باد می پیماید
دور از تو اگر نفس زنم بی یادت
جانم بلب آید و نفس برنابد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.